
ای خدا خسته شدم چه قدر حَمّالی بکنم.دریغ ازیک روز استراحت.از خروس خون تا بوق سگ فقط باید بار کشی بکنم.آخرش چی! هیچ امید و پشتوانه ای نیست .
یادش به خیر اون قدیم ها یک شیر شاهی بود و حکومت میکرد.یک کم رفاه داشتیم. درسته اون از طَـویلُ المالِ حیوانات می خورد ولی ته مونده هاش رو ول می کرد تا به ما می رسید، چون خودش و دور و بری هاش سیر بودند. ولی بز ها و گوسفندها ی گشنه و گدا رو چه به حکومت !؟ به هیچی رحم نمی کنند؟ اگه حد اقل چند ماه کار نمی کردم میدونستم تو خونه چیزی برای خوردن زن و بچه پیدا میشه. الان این جوری نیست.امروز کار نکنی فردا شکمت خالیه. من واقعاْ خر هستم که دنبال گله گوسفند ها راه افتادم و اونا هم دنبال رهبرشون و بز پیر گله راه افتادند و اون هم با شعار های توخالی اون ها رو فریب داد و تو دهن شیر شاه زد.نمی دونستند بز پیر از طرف روباه اجیر شده بود که انقلاب بکنه.چون شیر شاه کم باج می داد و می خواست با حیوانات درنده دیگه دوستی بکنه. الان چندین سال از انقلاب حیوونی می گذره ولی روز به روز وضعمون بد تر می شه. چند سال حکومت دست یک گاو از خدا بی خبر افتاد.این قدر چاق بود و هر چی می خورد سیر نمی شد.الان هم داره می خوره . کلی ملک و ثروت کل دنیا داره. ولی ول کن نیست. اواخر حکومت هی طویله و آخور افتتاح می کرد که ما نگیم چی کار کردی.همه حیوانات دیگه به اینجاشون رسیده بود .خفقان و دزدی بیداد میکرد.یک دفعه یک مار خوش و خط و خال آمد.چه قدر خوش زبون بود.همه اش از آزادی بیان و حقوق حیوونی صحبت میکرد.اولش یک کم دست و پا زد.دید زورش به آقا گاوه و کلی کفتار و مفت خور های دیگه نمیرسه.
خودش هم با اون هم کاسه شد.گور بابای حیوونای دیگه.این حیواناتی که فقط موقع
انتخابات محترم شمرده می شدند. حکومت چند ساله مار هم تموم شد.تموم حيوونات تصميم گرفته بودمد ديگه راي ندهند.امان از دست روباه و كفتار پير (جانشين بز پير و دست نشانده روباه). باز هم سر گوسفند ها كلاه گذاشتند.آمدند گاو رو علم كردند.چون مي دونستند همه از اون بدشون مي ياد.از اون طرف يك ميمون بي ريخت كه زيادي صحبت مي كرد و همه اش مظلوم نمايي مي كرد و شعار زنگي بهتر و رفاه بيشتر رو مي داد رو با هم مقابل كردند.همه هم گول خوردند و از ترس اينكه گاو چاق دوباره نياد و اين ميمونه هم زيادي خودش رو مظلوم نشون داد رفتند به او راي دادند.
نمی دونم چرا میمون همه اش بازی می کنه و این شاخه و اون شاخه می پـَره.کل مزارع و جنگل های دور و بر رو با مزرعه ما دشمن کرده. خیلی بی ریخته ،آبروی ما رو برده. همه اش از دارایی ها و اموال ما رو بذل و بخشش می کنه به جاهای دیگه.
کـُرّه ها و توله های حیوونای خودمون از گشنگی رنگشون زرد شده، آقا رفته به جنگل های دیگه و به اونا اموزش جنگل داری میده.
این هم کرّه خـرِ خودمه.از صبح تا شب چسبیده به کامپیوتر.همه اش اَنـتَـر نِـت میره.
كار ديگه بلد نيست.با كره هاي مونث چت ميكنه و قربون صدقه اونا ميره. طرف رو اصلاً نديده و معلوم نيست از كجا هست.قديم ها اين جوري نبود.من جووني هام اگه از ماده خر خوشم مي يومد چند تا عَرعَر مي كردم و دلش رو به دست مي ياوردم و فرار مي كرديم و بقيه اش هم اصلاً به شما هيچ ربطي نداره چي كار مي كرديم؟!
نمي دونم تو اين جنگل امروزي هر كي دزدي ميكنه و مثل بز ريش داره حيوون خوبيه ولي اونايي كه مثل من كار مي كنند و نون حلال مي خورند اصلا به هيج جايي نمي رسند.كاش اين غرور لعنتي رو زير پا مي گذاشتم و چانه و فك قوي و انگشتاني تيز و ظريف براي مالوندن داشتم وگرنه الان وضعم اين نبود و براي خودم خر دم كلفتي بودم. واقعاْ نمی دونم اين جنگل عاقبتش چي ميشه؟دلم برای این کـُرّه ها و توله های نسل بعدی می سوزه!!
قصه ما به سر رسيد الاغه به خونه اش نرسيد! داستان جالبي بود.
من بابا بزرگ خوبي مي شم.ولي نمي دونم اين قصه چه قدر برا م آشنا بود.شايد از جايي كپي برداري كردم و خبر ندارم.اگه كسي از منبع اون خبر داره به ما هم بگه!!!
تاپ موزيك:براي امروز سه تا اهنگ از گروه mor ve otesi به معني فرا بنفش گذاشتم.گروه برگزيده راك سال ۲۰۰۴ تركيه.اين لينك بيو گرافي . سبك كارشون Alternative rock .اين هم لينك عكس ها شون.شعر اول به اسم cambaz كليپش به عنوان بهترين كليپ راك سال شد.يك كم سياسي بود و نيش و كنايه به آمريكا مي زد.شعر دوم به اسم یک درد دارم .شعر مورد علاقه منه.به قول بچه قرتي ها كه ميگن اين favorite منه.شعر سوم هم به خاطر عشق. كلاَ كلاس كارشون بالايه.دانلود كن و لذتش رو ببر.در ضمن فو تو بلاگ هم آپ كردم.يك سري بزنيد.
يك درد دارم mor ve otesi bir derdim var
به خاطر عشق mor ve otesi ask icinde
سخته،ولي شاد باشيد.

و با آرايش نصفه و نيمه و خفيف مي ياد تو يك خيابون كه كلي كاسب گرگ و بارون ديده داره ، دنبال يك آدرس مي گرده.طرف همچي يك كم با عشوه و ناز و ادا راه ميره و صحبت مي كنه كه هر چي قند تو دل همه هست رو آب مي كنه.ملت هم ميخ اون و منتظر كوچكترين لغزش
از طرف اون.
شاگرد: اِبرام گوزو
مي ره نون ها رو در بياره .كل مغازه دار ها مي يان دم در مغازه براي ثواب و كمك به اين خانوم.كل هيكل طرف رو ورانداز مي كنند.خياط
با چشماي تيزش و با استفاده از تجربه با وجود مسافت زياد، دور كمر خانوم رو اندازه مي گيره و شاگردش سريع اندازه مساحت و محيط اون محاسبه مي كنه.
صداي كلنگ قبرش به گوش مي رسه ،گوزش
رو نمي تونه تو شكمش نگه داره . با ديدن اون زنه متن دعاش عوض مي شه يا وجيهاً عند الله اين خانوم رو نيگاه، اي والله.
من ۹ ماه از خدمت سربازيم رو كلانتري خدمت كردم. چي كثافت كاري ها رو چه از طرف مردم و خود مامور هاي نيروي انتظامي كه نديدم ، بماند .يك روز يك زن با مشخصات بالا اومد كلانتري و با چند تا مامور رفتند و دو نفر را با اردنگي و كتك اوردند.جريان از اين قرار بود كه حاج خانوم با آرايش غليظ ميره كبابي اون دونفر و چون سر ظهر بوده و خلوت و خانوم هم خوش برخورد آقايون هم منظور ميگيرند.خانومه
كه كار بدي نيست.اين حق مسلم هر خانومي هست كه آرايش بكنه.هر كي خوش لباس بود و به خودش رسيد وضعش خرابه!اين قدر سطح فهم و شعور گوسفندي .همين آقايون كه اوصافشون رو گفتم ، سجاده شون رو آب مي كشند و تو مسجد صف اول هستند و تا يك ملا
مي بينند از الكي چند تا سوال مذهبي مي كنند يعني ما هم بچه مسجدي هستيم.موقعيت گناه براشون از روي بي عرضگي يا بي ريختي پيش نمي ياد معلومه پاك مي مونه. آب نديده وگرنه شناگر ماهريه.چه قدر خوب بود ظاهر و باطن ما آدما يكي بود .واقعاً خيلي كار سختيه.
چه قدر سر و صدا،يك لحظه آرامش نداريم.
خانوم جان پول ندارم.از كجا بيارم.خدا من رو بكشه، از دست شما راحت بشم.
و الآن مثل آهو در گلزار گير كرده و آرزوي مرگ ميكنه.!!!
هر روز ديده ميشه و هميشه يا بچه بزرگ تر يا بچه كوچيكه
(آخرين دست
گل بابا) و عزيز دل ننه
پيروز هستند. بقيه هم گيج و ويج بازنده ميدان هستند.۱۰ يا ۲۰ كيلو مواذ خوراكي به سرعت برق و باد از روي سفره محو
ميشه.وضعيت ميوه و خوراكي هاي جانبي كه نگو.ماشاالله با اين قيمت ها . به قول شاعر: موز و كيوي گم شد و به قصه پيوست.
و روزانه ۲۰ تومان ( زمان شاه خدا بيامرز
خيلي بوده) حقوق داشتم .حيف نميدونستم پولم رو چه طور خرج كنم.واقعا حيف اون پول ها.
و با یک قر شهناز پول های نازنین رو رو سر حاج خانوم می پاشیده.
سفر واجب بود یا یک تمبون یا غذا درست و حسابی برای بچه ات.پس فردا عقده ای میشه.فقط کاشتن مهم نیست.بچه هزار کوفت و زهر مار میخواد.تربیت و محبت و نیازهای عاطفی تو سرت بخوره.غذا و نیازهای اولیه اش رو تو این دوره زمونه آدم توش گیر میکنه.حالا این رییس جمهور گوسفند شما فرمان کاشتن رو از دوباره صادر کرد.
.راستش رو بخواهید دیروز در مغازه بودم یک دختر کوچیک با سر و وضع نا میزون آمد خرید ۷ یا ۸ تومانی خورده ریزه کرد.آخرش از ته ساک یک پلاستیک پر از پول خورد درآورد .معلوم بود پول های قلک بود.بیچاره با چه ذوق و شوقی و برای خرید چه چیزی برای خودش چمع کرده بود.به خدا موندم
راحت ترین و سریع ترین راه برای رسیدن به ته جهنم می باشد.



چون اصلا تو این مایه ها نبودم حد اقل از لحاظ شکم سیری شو اطمینان دارم ولی از لحاظ بدبختی وگرسنگی رو این طور که دولت شاسکول نژاد ادامه میده حتما برای من و شما پیش خواهد آمد(این تیکه رو گفتم خیر سرم متنم سیاسی بشه)
. بعدش اونا رو به خرج می ندازی یک پلو و خرما و حلوا و....خرجهای عجیب و قریب دیگه.مثلایک ملای دعا خون
.اون بابای کار گری که از صبح زود تا ظهر با بیل قبرت رو کنده نهایت ۲۰۰۰ تومان بگیره ولی این ملای عن کلفت(؟؟؟ گشاد) دعا خون ۵ تومان کاسب بشه.
.اونجا هم راحت نیستی.پول مول که ندارند جنازه جناب عالی رو تو قبر های خانوادگی با سنگ گرانیتی گران قیمت بزارن.
وکلی بهت میخندند ولی تو دستت از همه جا بریده است.
ميگن ها : مفت باشه كوفت باشه واقعا عين حقيقته
خوب گوش کن حتما میشنوی.
.راستش رو بخواهيد اصلا نمي خواستم آپ كنم چون اصلا حالم ميزون نيست.آدم توي زندگي عادي خيلي چيز ها ميبينه كه درست وحسابي حالش گرفته ميشه.
.ممنون گولَ گولَ