اين عكس من رو ياد دو تا چيز مي اندازه.
اوليش خدمت سربازيه. اصلا نمي خوام بگم يادش به خير، چون واقعاً چيز گهي بود. جو پادگان و سربازي مثل يك زندگي واقعيه كه همه توي فشار هستند كه اكثراَ پسرها بدون هيچ مقدمه اي هول داده ميشن اونجا. آدم ها وقتي توي فشار باشند هويت واقعي خودشون رو نشون مي دهند. آخر هفته ها توي پادگان همه سربازها رو جمع مي كردند و يك ليست رو مي خوندند كه همه به مرخصي تشويقي و تو شهري مي رفتند ،جالبه اسامي افرادي كه به چيز مالي معروف بودن هر هفته بود.
به خاطر چند ساعت مرخصي تو شهري چند صد نفر رو مي فروختند. يادمه يك بار موقع تمرين صف جمع(رژه) نگو يك بنده خدايي يك باد و صدايي از خودش در آورده بود چنان بنده خدا رو تا شب اذيتش كردن كه فكر كنم پمپ باد شكمش سوخت و تا آخر عمرش ديگه هيچ بادي تو شكمش نياد.
دوميش هم يك بنده از شناس ها هست كه طرف آخر عن كلفت هاست! اصلا كار نمي كنه و سر هيچ كاري چند ماه بيشتر دوام نياورده. بنده خدا زنش چند سال هست كه كار مي كنه و خرج خودش و چند تا بچه شون رو در مي ياره.
الان چند ساله كه زنه طاقت آورده .هر وقت كه به مرده يك كم فشار مي ياره كه بره سر كار طرف شلوغ كاري مي كنه و زنه رو به سر به هوايي بودن متهم مي كنه و مي ره تو در و همسايه پشت سر طرف دري وري مي گه و خلاصه كلي ادعاي مردانگي مي كنه و مثلاً رگ غيرتش به جوش مي ياد و اون چند صد گرم گوشت اضافي اش رو به رخ مي كشه! طرف حتي زورش مي ياد كه چند تا نون بگيره.
هميشه با خودم فكر ميكنم ملاك مرد بودن چي بوده؟ واقعاً سوال سختيه.
بيخ نوشت: يكي از رفقا براي مجلس ثبت نام كرده و براي داغ شدن تنور انتخابات رد صلاحيت نشد.
طرف واقعا آمار خيطي داره. جالبه چند شب مي ياد پيش ما و ما كلي بهش گير مي ديم.نماينده چند سال مشهد يك شيخ و آفت ا..به نام فاكـِر بود. ما بهش ميگيم تو نيــــو فاكر هستي.
تمام شرايط رو هم داري. زيادي كان ديدي و درد كشيدن و دست و پا زدن رو زير بار مشكلات( پنجه كشيدن ملت روي قالي) از نزديك ديدي!
با يك حساب سر انگشتي اكثر نمايندگان مجلس شرايط بالا رو داشته و دارند.
بيخ نوشت ۲: سايت بلاگر يك جورايي فيلتره و من شانسي ديدم بازه و پستم رو زدم.اين پست رو توي وب اولم بلاگفا زده بودم،اگه تاخيري بوده ببخشين تقصير من نبود.
سخته،ولي شاد باش.









دوستان بزنیم بالا.
میزنم که همیشه مستم و راست و حقیقت رو میگم.
میزنم که بهترین لقب (آنتی ضعیفه) رو برای خودش انتخاب کرده.
فلانی میزنم که با این که سه بار مکه و سوریه و...رفته.باز هم به اهالی محل کمک میکنه و پول نزول با بهره ۳۰ درصد میده.دقیقاْ یک درصد زیر قیمت بقیه بنگاه های محل.خدا خیرش بده.
مسجد محل که یواشکی ۵ یا ۶ زن صیغه ای داره.بماند چند تا زیر آبی رفته و بیوه زن برای کمک جاش رفتن و چه از لحاظ جسمانی و روحی و اندامی و... هر لحاظ به اون کمک میکنه.تازه می خواد سایت صیغه دات کام رو راه اندازی بکنه.این حق مسلم هر مرد مسلمانه که ....
که آخر حجابه. ولی خوب باید از دو روز قبل وقت بگیری و به موبایلش زنگ بزنی و هر کجا که بخوای می یاد و خدمات پس از فروش هم میده.
که حسابی زوار ها رو درست کردند و تیغ زدند وقیمت جنس ها رو چند برابر به اونا انداختند.از قدیم گفتن مشهدی شمع دزد. الان هم می دزدند یک جور دیگه و نوع پیشرفته ترش(جریان داره آخر متن میگم)
که با قیچی افتاده به جون همه فیلم ها و یا این که روی اون ها زووووم میکنه که ما یقه و پرو پاچه خانوم های تو فیلم رو نبینیم و یک وقت از راه به در نشیم.ما فقط می تونستیم تو تلویزیون از این صحنه ها ببینیم که نشد.من و خیلی ها نمی دونیم فیلم سوپر چیه!بچه های ۷ یا ۸ ساله هم الان چشم و گوششون پاره که جـِر خورده و کلیه فیلم های سکسی رو دور کردند.
.چرا تموم شد.تازه داشت كله ام داغ مي كرد.چرا گيج شدم
.سرم گيج ميره.
همه جا تار شده.
طبق سنت قديم مشهدي ها يك مين خنثي نشده رو به عنوان يادگاري و يا تبرك(هر چي مي خواهيد فرض كنيد)كِش ميره و تو كيفش مي زاره و تو اتوبوس مي تركه.مي گن ۶ نفري ميميرند.خدا بيامرزدشون.پيشرفت رو مي بينيد.

این هم کرّه خـرِ خودمه.از صبح تا شب چسبیده به کامپیوتر.همه اش اَنـتَـر نِـت میره.
و با آرايش نصفه و نيمه و خفيف مي ياد تو يك خيابون كه كلي كاسب گرگ و بارون ديده داره ، دنبال يك آدرس مي گرده.طرف همچي يك كم با عشوه و ناز و ادا راه ميره و صحبت مي كنه كه هر چي قند تو دل همه هست رو آب مي كنه.ملت هم ميخ اون و منتظر كوچكترين لغزش
از طرف اون.
با چشماي تيزش و با استفاده از تجربه با وجود مسافت زياد، دور كمر خانوم رو اندازه مي گيره و شاگردش سريع اندازه مساحت و محيط اون محاسبه مي كنه.
صداي كلنگ قبرش به گوش مي رسه ،گوزش
رو نمي تونه تو شكمش نگه داره . با ديدن اون زنه متن دعاش عوض مي شه يا وجيهاً عند الله اين خانوم رو نيگاه، اي والله.
من ۹ ماه از خدمت سربازيم رو كلانتري خدمت كردم. چي كثافت كاري ها رو چه از طرف مردم و خود مامور هاي نيروي انتظامي كه نديدم ، بماند .يك روز يك زن با مشخصات بالا اومد كلانتري و با چند تا مامور رفتند و دو نفر را با اردنگي و كتك اوردند.جريان از اين قرار بود كه حاج خانوم با آرايش غليظ ميره كبابي اون دونفر و چون سر ظهر بوده و خلوت و خانوم هم خوش برخورد آقايون هم منظور ميگيرند.خانومه
كه كار بدي نيست.اين حق مسلم هر خانومي هست كه آرايش بكنه.هر كي خوش لباس بود و به خودش رسيد وضعش خرابه!اين قدر سطح فهم و شعور گوسفندي .همين آقايون كه اوصافشون رو گفتم ، سجاده شون رو آب مي كشند و تو مسجد صف اول هستند و تا يك ملا 
چه قدر سر و صدا،يك لحظه آرامش نداريم.
خانوم جان پول ندارم.از كجا بيارم.خدا من رو بكشه، از دست شما راحت بشم.
و الآن مثل آهو در گلزار گير كرده و آرزوي مرگ ميكنه.!!!
هر روز ديده ميشه و هميشه يا بچه بزرگ تر يا بچه كوچيكه
(آخرين دست
گل بابا) و عزيز دل ننه
پيروز هستند. بقيه هم گيج و ويج بازنده ميدان هستند.۱۰ يا ۲۰ كيلو مواذ خوراكي به سرعت برق و باد از روي سفره محو
ميشه.وضعيت ميوه و خوراكي هاي جانبي كه نگو.ماشاالله با اين قيمت ها . به قول شاعر: موز و كيوي گم شد و به قصه پيوست.
و روزانه ۲۰ تومان ( زمان شاه خدا بيامرز
خيلي بوده) حقوق داشتم .حيف نميدونستم پولم رو چه طور خرج كنم.واقعا حيف اون پول ها.
و با یک قر شهناز پول های نازنین رو رو سر حاج خانوم می پاشیده.
سفر واجب بود یا یک تمبون یا غذا درست و حسابی برای بچه ات.پس فردا عقده ای میشه.فقط کاشتن مهم نیست.بچه هزار کوفت و زهر مار میخواد.تربیت و محبت و نیازهای عاطفی تو سرت بخوره.غذا و نیازهای اولیه اش رو تو این دوره زمونه آدم توش گیر میکنه.حالا این رییس جمهور گوسفند شما فرمان کاشتن رو از دوباره صادر کرد.
.راستش رو بخواهید دیروز در مغازه بودم یک دختر کوچیک با سر و وضع نا میزون آمد خرید ۷ یا ۸ تومانی خورده ریزه کرد.آخرش از ته ساک یک پلاستیک پر از پول خورد درآورد .معلوم بود پول های قلک بود.بیچاره با چه ذوق و شوقی و برای خرید چه چیزی برای خودش چمع کرده بود.به خدا موندم